نمایشگاه کتاب
ارغوان جان
هفته گذشته برای اولین بار شما رو بردیم نمایشگاه کتاب و یه عالمه کتاب های قشنگ برای سن کنونیت خریدیم. تا مامانی کتابها رو برات بخونم و شما یه عالمه چیزای جدید ازشون یاد بگیری و البته که لذت ببری.
شما تو دو سه ساعتی که تو نمایشگاه بودیم خیلی دختر خوبی بودی و اجازه دادی تا ما غرفه های کودک رو با صبر و حوصله بگردیم. که من همینجا از شما تشکر می کنم دوباره خانم گل قشنگم.
البته فکر می کنم کتاب ها در حال حاضر یه خرده برات زود باشند و من نناید از شما توقع داشته باشم که کاملا بهم گوش بدی ، اما همینکه بتونم یه مقدار کم حواست رو معطوف عکس ها و شعرها کنم خیلی خوبه.
امیدوارم شما در آینده نزدیک یه دختر کتاب خون بشی عین بابا محسن
اسم این کتابت موش موشی، یه موشه که تو دلش سوت داره.

دختر قشنگم از همون نمایشگاه کتاب خوندن رو شروع کرد.
اینم عکس کتابهات



نمایشگاه کتاب
